صفحه نخست

ایمیل ما

آرشیو مطالب

طراح قالب

تبلیغات

برای سفارش تبلیغ کلید کن



آمار بازدید

نويسندگان :
» خاتون
آمار بازديد :
» تعداد بازديدها:
Email Icon by Parstools.com


داستان حمام رفتن حاج خانم
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱۱ و ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ

یه روز یه خانوم حاجی بازاری خونه ش رو مرتب کرده بود و دیگه می
خواست بره حمام
که ترگل ورگل بشه . تازه لباس هاش رو در آورده بود و می خواست آب
بریزه رو سرش
که شنید زنگ در خونه رو می زنند. تند و سریع لباسش رو می پوشه و
میره دم در و
می بینه که حاجی براش توسط یکی از شاگردهاش میوه فرستاده
بوده.
دوباره میره تو حمام و روز از نو روزی از نو که می بینه باز زنگ در رو
زدند.
باز لباس می پوشه میره دم در و می بینه اینبار پستچی اومده و نامه آورده.
بار
سوم که می ره تو حمام، دستش رو که روی دوش می ذاره ، باز صدای زنگ در رو
می
شنوه. از پنجره ی حمام نگاه می کنه و می بینه حسن آقا کوره ست.
بنابراین
با خیال راحت همون جور لخت میره پشت در و در رو برای حسن آقا باز می
کنه.حاج
خانوم هم خیالش راحت بوده که حسن آقا کوره، در رو باز می کنه که بیاد
تو چون از
راه دور اومده بوده و از آشناهای قدیمی حاج آقا و حاج خانوم بوده.
درضمن حاج
خانوم می بینه که حسن آقا با یه بسته شیرینی اومده بنده خدا. تعارفش
میکنه و راه
میافته جلو و از پله ها میره بالا و حسن آقا هم به دنبالش. همون
طور لخت و عریون
میشینه رو کاناپه و حسن آقا هم روبروش. میگه: خب خوش اومدی حسن
آقا. صفا آوردی!
این طرفا؟

 

حسن آقا سرخ و سفید میشه و جواب میده: والله حاج خانوم عرض کنم
خدمتتون که
چشمام رو تازه عمل کردم و اینم شیرینیشه که آوردم خدمتتون




کلمات کلیدی :داستان کوتاه، داستان طنز

نوشته شده توسط خاتون

نظرات ()


از روی بد شانسی است یا خوش شانسی؟
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢۸ و ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ

در روزگاری کهن پیرمردی روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت .

 

روزی اسب پیرمرد فرار کرد و همه همسایگان برای دلداری به خانه اش آمدند و گفتند :
عجب شانس بدی آوردی که اسب فرار کرد !

 

روستا زاده پیر در جواب گفت :
از کجا می دانید که این از خوش شانسی من بوده یا بد شانسی ام ؟
و همسایه ها با تعجب گفتند ؟ خب معلومه که این از بد شانسی است !
هنوز یک هفته از این ماجرا نگذشته بود که اسب پیرمرد به همراه بیست اسب وحشی به خانه برگشت .
این بار همسایه ها برای تبریک نزد پیرمرد آمدند : عجب اقبال بلندی داشتی که اسبت همراه بیست اسب
دیگر به خانه برگشت .

 

پیرمرد بار دیگر گفت : از کجا میدانید که از خوش شانسی من بوده یا از بدشانسی ام ؟
فردای آنروز پسر پیرمرد حین سواری در میان اسبهای وحشی زمین خورد و پایش شکست .
همسایه ها بار دیگر آمدند :
عجب شانس بدی .
کشاورز پیر گفت : از کجا میدانید که از خوش شانسی من بوده یا از بدشانسی ام ؟
چند تا از همسایه ها با عصبانیت گفتند : خوب معلومه که از بد شانسی تو بوده پیرمرد کودن!
چند روز بعد نیروهای دولتی برای سربازگیری از راه رسیدن و تمام جوانان سالم را برای جنگ در

سرزمین دور دستی با خود بردند . پسر کشاورزپیر بخاطر پای شکسته اش از اعزام معاف شد .
همسایه ها برای تبریک به خانه پیرمرد آمدند :
(( عجب شانسی آوردی که پسرت معاف شد و کشاورز پیر گفت : (( از کجا میدانید که ....؟ ))
 

 

نتیجه :

همیشه زمان ثابت می کند که بسیاری از رویدادها را که بدبیاری و مسائل لاینحل زندگی خود
 

می پنداشته صلاح و خیرمان بوده و آ ن مسائل ، نعمات و فرصتهای بوده که زندگی به ما اهدا کرده است .
عسی ان تکرهو شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبو شیئا وهو شرلکم والله یعلم وانتم لا تعلمون....
چه بسا چیزی را شما دوست ندارید و درحقیقت خیرشما در ان بوده وچه بسا چیزی را دوست دارید

و در واقع برای شما شر است خداوند داناست و شما نمیدانید




کلمات کلیدی :داستان کوتاه، بدشانسی، خوش شانسی

نوشته شده توسط خاتون

نظرات ()


روز مادر
نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٢٢ و ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ

مردی به گل فروشی رفت و چند گل انتخاب کرد و از گل فروش خواست تا گلها را برایش تزیین کند. او می خواست گل ها را برای مادرش که دویست مایل دورتر از او زندگی می کرد بفرستد. مرد برای برداشتن کیفش از گل فروشی بیرون آمد و دختری را دید که کنار پیاده رو نشسته و در حال گریه کردن است.

مرد به طرف دختر بچه رفت و به او گفت: چرا گریه می کنی؟

دختر در جواب گفت: من می خوام برای مادرم یک گل رز بخرم اما من فقط هفتاد و پنج سنت دارم در حالی که یک گل رز دو دلار است.

مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا من برات یک گل رز می خرم.

مرد برای دختر کوچولو یک گل رز خرید و به دختر بچه داد و به دختر بچه پیشنهاد داد تا او را به خانه برساند. دختر بچه خوشحال شد و گفت: ممنوم، شما می توانید مرا پیش مادرم ببرید.

آنها سوار ماشین شدند و دختر بچه مرد را به سمت یک گورستان هدایت کرد. وقتی به گورستان رسیدند دختر بچه از ماشین پیاده شد و گل رز را روی یک سنگ قبر گذاشت.

مرد فورا به مغازه ی گل فروشی برگشت و از گل فروش گل ها را گرفت.

با عجله از گل فروشی بیرون آمد و سوار ماشینش شد و به سمت خانه مادرش که دویست مایل دورتر بود حرکت کرد. چون می خواست خودش گل ها را به مادرش بدهد.




کلمات کلیدی :داستان کوتاه، روز مادر

نوشته شده توسط خاتون

نظرات ()


مطالب پیشین

» جدیدترین مدل لباس 2011
» آموزش بوسه مخصوص زوج های جوان
» شعری از مهرداد اوستا
» جنسیت کامپیوتر
» داستان حمام رفتن حاج خانم
» تست هوش
» خلیج فارس یا خلیج ع ر ب ی
» شب و قطار و تنها
» اس ام اس تبریک روز مادر – اس ام اس تبریک روز زن
» کامپیوتر مونثه یا مذکر؟



درباره وبلاگ



درباره :
پروفایل مدیر : خاتون


موضوعات

» فیلم جدید 2010 (۸)

» داستانهای عاشقانه (٤)

» داستان کوتاه (۳)

» کامپیوتر (٢)

» لئوناردو دی کاپریو (٢)

» فال (۱)

» کریسمس (۱)

» داستانک (۱)

» نیکلاس کیج (۱)

» پاریس (۱)

» ضرب المثل (۱)

» دانستنیها (۱)

» رایانه (۱)

» جیم کری (۱)

» طالع بینی چینی (۱)

» دانشگاه تربیت معلم (۱)

» شانگهای (۱)

» داستان طنز (۱)

» بدشانسی (۱)

» دل نوشته ها (۱)

» مهرداد اوستا (۱)

» فارسی 1 (۱)

» داستانهای کودکانه (۱)

» گردشگاه ملی دره ی گرند (۱)

» مکانهای دیدنی در دنیا (۱)

» داستانهای غمگین (۱)

» زیباترین شهرهای دنیا (۱)

» دسته بندی انسانها (۱)

» بیوگرافی دومینیک موناگهان (۱)

» تست شخصیت شناسی با حال (۱)

» اهل دانشگاهم (۱)

» زیباترین مردم جهان (۱)

» جذاب ترین مردم جهان (۱)

» جزیره شاتر (۱)

» فیلم 2010 (۱)

» نوه ی جیم کری (۱)

» فیلم دخترک چوپان (۱)

» ولنتاین (۱)

» ازدواج (۱)

» خلیج فارس (۱)

» دکتر علی شریعتی (۱)

» شخصیت شناسی (۱)

» روز مادر (۱)

» تست هوش (۱)

» کارت عروسی (۱)

» عید غدیر (۱)

» داستان های کوتاه (۱)

» کیک طلاق (۱)

» ضرب المثل های ازدواج (۱)

» سریال لاست (۱)

» فال ولنتاین (۱)

» خوش شانسی (۱)

» فیلم مستند هابل 3d (۱)

» فیلم شاهزاده ایرانی: شن های ماسه (۱)

» فیلم دوستت دارم فیلیپ موریس (۱)

» فیلم آلیس در سرزمین عجایب (۱)

» انیمیشن قهرمان شهر رنگی (۱)

» راپانزل (۱)

» انیمیشن پیچیده (۱)

» کارتون پیچیده (۱)

» فیلم هری پاتر و یادگاران مرگ (۱)

» تست شخصیت شناسی باحال (۱)

» چه کسی الگوی شماست؟ (۱)

» خبرهای جدید از بازیگران هالیوودی (۱)

» قبر هرمی شکل (۱)

» خلیج ع ر ب ی (۱)

» شعر دانشگاهی بامزه (۱)

» اس ام اس تبریک روز مادر (۱)

» آموزش بوسه (۱)

» شعر کارت عروسی (۱)

» مدل لباس2011 (۱)

» مدل مو 2011 (۱)

» مدل شینیون 2011 (۱)

» اس ام اس تبریک روز زن (۱)

» جنسیت کامپیوتر (۱)

» شعر درباره خیانت (۱)

» جدیدترین مدل لباس 2011 (۱)

» بوس شتری (۱)


لینک دوستان
» حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
» "اس ام اس جدید"
» آره این منم شاید من نمی دانم
» آریو
» اس ام اس دلبر
» اس ام اس و جوک های جدید
» انجمن کودکان استثنایی دانشگاه تربیت معلم
» باراني از دانلود در راين دانلود
» بازی موبایل ، تم موبایل
» بوخ بوخ
» تک پر
» خلوتگه عاشقان
» دست نوشته
» سایت مرجع طنز و سرگرمی
» عشق+14
» فرزاد کلیپ
» قلم سخن
» کرج کده
» لیمو ترش
» مرز کهنه
» من و او...
» نوشته های همایون رقابی
» نیشخند عشق


آرشیو مطالب

» مهر ٩٠

» تیر ٩٠

» خرداد ٩٠

» اردیبهشت ٩٠

» فروردین ٩٠

» دی ۸٩

» آذر ۸٩

» خرداد ۸٩

» اردیبهشت ۸٩

» فروردین ۸٩

» اسفند ۸۸

» بهمن ۸۸

» دی ۸۸

» آذر ۸۸

» آبان ۸۸

» مهر ۸۸


صفحات وبلاگ


دیگر امکانات

RSS 2.0



Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by khatoonpatogh
This Themplate By Theme-Designer.Com