صفحه نخست

ایمیل ما

آرشیو مطالب

طراح قالب

تبلیغات

برای سفارش تبلیغ کلید کن



آمار بازدید

نويسندگان :
» خاتون
آمار بازديد :
» تعداد بازديدها:
Email Icon by Parstools.com


پرنس قورباغه
نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/٢۸ و ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ

در یک بعد از ظهر زیبا پرنسس قورباغه کلاه بند دار و کفش چوبی اش را پوشید و رفت کنار چشمه ی آب سرد تا آنجا کمی بازی کند. پرنسس قورباغه یک توپ طلایی داشت که اسباب بازی مورد علاقه ی اون بود. اون توپشو به هوا پرتاب می کرد و دوباره اونو می گرفت. بعد از مدتی وقتی داشت با توپش بازی می کرد اونو آنقدر بالا انداخت که دیگه نتونست توپو بگیره و توپ کمی دورتر افتاد و قل خورد و قل خورد قل خورد تا اینکه افتاد توی چشمه ی آب سرد. پرنسس داخل چشمه را نگاه کرد. چشمه خیلی عمیق بود آنقدر که نمی تونست کف چشمه را ببیند. بنابراین شروع کردن به گریه کردن و گفت: اگه من می تونستم فقط یک بار دیگه توپمو تو دستام بگیرم من تمام لباسها و جواهرات خوبم را می بخشیدم.

پرنسس در حال گفت این View Imageحرفا بود که ناگهان یک قورباغه ی زشت سرش را از چشمه بیرون آورد و به پرنسس گفت: شاهزاده خانم شما برای چی انقدر گریه می کنی؟

پرنسس گفت: افسوس، آخه تو قورباغه ی زشت چه کاری می تونی برای من انجام بدی؟ توپ طلایی من توی چشمه افتاده...

قورباغه ی زشت گفت: من جواهرات و لباسهای تو را نمی خواهم اما اگه قول بدی که منو دوست داشته باشی و با من زندگی کنی و اجازه بدی از بشقاب طلاییت غذا بخورم و در جای تو بخوابم اونوقت منم توپت را برایت می آورم. 

پرنسس با خودش فکر کرد که قورباغه زشت از این چشمه نمی تونه بیرون بیاد به خاطر همین قبول کرد. قورباغه هم رفت داخل چشمه یخورده بعد با توپ پرنسس اومد بالا و اونو انداخت کنار چشمه. پرنسس هم اونو برداشت و از خوشحالی به طرف خانه اش دوید. او آنقدر خوشحال بود که قورباغه ی زشت را فراموش کرده بود. قورباغه اونو صدا زد اما پرنسس نشنید.

روز بعد وقتیکه پرنسس می خواست ناهار بخوره صدای در را شنید. رفت و در را باز کرد اما پشت در قورباغه ی زشت را دید. ترسید و در را بست. پادشاه، پدر پرنسس، جریان را پرسید. پرنسس هم اتفاقی که روز قبل افتاده بود را برای پدرش تعریف کرد. پدرش به او گفت که به قولی که دادی عمل کن. پرنسس هم قبول کرد و در را به روی قورباغه ی زشت باز کرد. قورباغه اومد تو و به پرنسس گفت لطفا کمی صندلیتان را جلو بیاورید تا من هم کنار شما بنشینم. پرنسس قبول کرد. قورباغه دوباره گفت: لطفا کم بشقابتان را جلو بیارید تا من هم از بشقاب شما غذا بخورم. پرنسس این را هم قبول کرد. قورباغه بعد از اینکه غذا خورد گفت حالا من را بغل کنید و به جایی که می خوابید ببرید. چون من خیلی خسته ام و می خواهم بخوابم. پرنسس با اینکه از این کار خیلی چندشش می شد اما قبول کرد و این کار را هم انجام داد.

صبح روز بعد قورباغه رفت و پرنسس گفت: آخیش از دستش راحت شدم. اما شب که شد دوباره قورباغه ی زشت اومد و شب سوم هم همینطور شد.

صبح روز بعد از شب سوم پرنسس وقتی از خواب بلند شد ناگهان یک شاهزاده ی خیلی خوش قیافه را کنار تختش دید و با تعجب به اون نگاه کرد.

بالاخره شاهزاده ی خوش قیافه گفت: من همان قورباغه ی زشتم که توسط یک پری که از من کینه داشت طلسم شده بود و تنها راه شکست این طلسم این بوده که یک پرنسس اجازه دهد که من از بشقابش غذا بخورم و سه شب با او زندگی کنم. تو این طلسم را شکستی و باید با من به قلمرو پادشاهی پدرم بیای و با من ازدواج کنی و تا زمانیکه زنده هستی من تو را دوست خواهم داشت.

پرنسس خوشحال شد و قبول کرد و با هم به قلمرو پادشاهی پدر شاهزاده رفتند و در آنجا سالهای سال به خوبی و خوشی زندگی کردند.




کلمات کلیدی :داستانهای کودکانه

نوشته شده توسط خاتون

نظرات ()


مطالب پیشین

» جدیدترین مدل لباس 2011
» آموزش بوسه مخصوص زوج های جوان
» شعری از مهرداد اوستا
» جنسیت کامپیوتر
» داستان حمام رفتن حاج خانم
» تست هوش
» خلیج فارس یا خلیج ع ر ب ی
» شب و قطار و تنها
» اس ام اس تبریک روز مادر – اس ام اس تبریک روز زن
» کامپیوتر مونثه یا مذکر؟



درباره وبلاگ



درباره :
پروفایل مدیر : خاتون


موضوعات

» فیلم جدید 2010 (۸)

» داستانهای عاشقانه (٤)

» داستان کوتاه (۳)

» کامپیوتر (٢)

» لئوناردو دی کاپریو (٢)

» فال (۱)

» کریسمس (۱)

» داستانک (۱)

» نیکلاس کیج (۱)

» پاریس (۱)

» ضرب المثل (۱)

» دانستنیها (۱)

» رایانه (۱)

» جیم کری (۱)

» طالع بینی چینی (۱)

» دانشگاه تربیت معلم (۱)

» شانگهای (۱)

» داستان طنز (۱)

» بدشانسی (۱)

» دل نوشته ها (۱)

» مهرداد اوستا (۱)

» فارسی 1 (۱)

» داستانهای کودکانه (۱)

» گردشگاه ملی دره ی گرند (۱)

» مکانهای دیدنی در دنیا (۱)

» داستانهای غمگین (۱)

» زیباترین شهرهای دنیا (۱)

» دسته بندی انسانها (۱)

» بیوگرافی دومینیک موناگهان (۱)

» تست شخصیت شناسی با حال (۱)

» اهل دانشگاهم (۱)

» زیباترین مردم جهان (۱)

» جذاب ترین مردم جهان (۱)

» جزیره شاتر (۱)

» فیلم 2010 (۱)

» نوه ی جیم کری (۱)

» فیلم دخترک چوپان (۱)

» ولنتاین (۱)

» ازدواج (۱)

» خلیج فارس (۱)

» دکتر علی شریعتی (۱)

» شخصیت شناسی (۱)

» روز مادر (۱)

» تست هوش (۱)

» کارت عروسی (۱)

» عید غدیر (۱)

» داستان های کوتاه (۱)

» کیک طلاق (۱)

» ضرب المثل های ازدواج (۱)

» سریال لاست (۱)

» فال ولنتاین (۱)

» خوش شانسی (۱)

» فیلم مستند هابل 3d (۱)

» فیلم شاهزاده ایرانی: شن های ماسه (۱)

» فیلم دوستت دارم فیلیپ موریس (۱)

» فیلم آلیس در سرزمین عجایب (۱)

» انیمیشن قهرمان شهر رنگی (۱)

» راپانزل (۱)

» انیمیشن پیچیده (۱)

» کارتون پیچیده (۱)

» فیلم هری پاتر و یادگاران مرگ (۱)

» تست شخصیت شناسی باحال (۱)

» چه کسی الگوی شماست؟ (۱)

» خبرهای جدید از بازیگران هالیوودی (۱)

» قبر هرمی شکل (۱)

» خلیج ع ر ب ی (۱)

» شعر دانشگاهی بامزه (۱)

» اس ام اس تبریک روز مادر (۱)

» آموزش بوسه (۱)

» شعر کارت عروسی (۱)

» مدل لباس2011 (۱)

» مدل مو 2011 (۱)

» مدل شینیون 2011 (۱)

» اس ام اس تبریک روز زن (۱)

» جنسیت کامپیوتر (۱)

» شعر درباره خیانت (۱)

» جدیدترین مدل لباس 2011 (۱)

» بوس شتری (۱)


لینک دوستان
» حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
» "اس ام اس جدید"
» آره این منم شاید من نمی دانم
» آریو
» اس ام اس دلبر
» اس ام اس و جوک های جدید
» انجمن کودکان استثنایی دانشگاه تربیت معلم
» باراني از دانلود در راين دانلود
» بازی موبایل ، تم موبایل
» بوخ بوخ
» تک پر
» خلوتگه عاشقان
» دست نوشته
» سایت مرجع طنز و سرگرمی
» عشق+14
» فرزاد کلیپ
» قلم سخن
» کرج کده
» لیمو ترش
» مرز کهنه
» من و او...
» نوشته های همایون رقابی
» نیشخند عشق


آرشیو مطالب

» مهر ٩٠

» تیر ٩٠

» خرداد ٩٠

» اردیبهشت ٩٠

» فروردین ٩٠

» دی ۸٩

» آذر ۸٩

» خرداد ۸٩

» اردیبهشت ۸٩

» فروردین ۸٩

» اسفند ۸۸

» بهمن ۸۸

» دی ۸۸

» آذر ۸۸

» آبان ۸۸

» مهر ۸۸


صفحات وبلاگ


دیگر امکانات

RSS 2.0



Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by khatoonpatogh
This Themplate By Theme-Designer.Com